تبليغاتX
واین منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد - پرنده مردني ست

دلم گرفته

دلم گرفته


به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم


چراغ ها رابطه تاريكند

چراغ ها رابطه تاريكند


كســـي مرا با آفتاب معرفي نخواهد كرد

كســـي مرا به ميهماني گنجشك ها نخوهاد برد


پــــرواز را به خاطر بسپــــار

پـــــرنده مــــردنـــي سـت!!

+ نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط فرانک |

فاصله را
در باغچه میکارم
نفسی میکشم
و این اندیشه درمن
متولد میشود

آیا این منم
دختری آشفته در آستانه جوانی.....

نه گناهکاریم نه بی تقصیریم ، من و تو بازیچه ی تقدیریم

هر دو در بی راهه ی بی رحم عشق ، با دل و احساس خود درگیریم




واین منم فری.....
من فرانکم متولد20 بهمن 69
یه دختر کرد قدبلند
نفس میکشم
اما اگه نکشم بهتره

Home
Email
Night Skin