تبليغاتX
واین منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد - حکایت...

   زندگی شاید حکایت همان مرد یخ

فروشی ست

که وقتی از او پرسیدند همه را فروختی

گفت:

نخریدن تمام شد

 

سلام

یه سلام بعد ۶-۷ ماه دوری

میدونم خیلیاتون منو از تو لینکتون شوت

کردین تو سطل زباله...مثل دوست و همکلاسیه

 عزیزم  خانوم....

خیلی دمتون گرم راستی از تابستونم بگم که

خیلی سخت اما شیرین بود

 اما با تمام سختیاش بهترین تابستون

 عمرم بود جای تک تکتون خالی

بیچاره من راستی بچه ها تورو خدا

نظر یادتون نره من دل نازکم

 

+ نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 10:34 بعد از ظهر توسط فرانک |

فاصله را
در باغچه میکارم
نفسی میکشم
و این اندیشه درمن
متولد میشود

آیا این منم
دختری آشفته در آستانه جوانی.....

نه گناهکاریم نه بی تقصیریم ، من و تو بازیچه ی تقدیریم

هر دو در بی راهه ی بی رحم عشق ، با دل و احساس خود درگیریم




واین منم فری.....
من فرانکم متولد20 بهمن 69
یه دختر کرد قدبلند
نفس میکشم
اما اگه نکشم بهتره

Home
Email
Night Skin