تبليغاتX
واین منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد - سلامی همچین گرمتر از بقيه سلام ها

 

از امتحانام نپرسين كه...

كه گريه ام ميگيره

 

در كورترين نقطه خيالم هم نميگنجيد

روزي براي ديدنت

تمناي ستاره را كشيدن

عاشق تو بودن

و در ميان لحظه ها

لحظه با تو بودن را چيدن

 

بخشي از شعري كه اين چند روزه گفتم راستي

 يه چيزي الهه ناز پسره نه دختر...

عرفان هم هر وقت كارش پيش من گير ميكنه

ياد من  مي افته

مواظب خودتون باشين نظرم يادتون نره

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط فرانک |

فاصله را
در باغچه میکارم
نفسی میکشم
و این اندیشه درمن
متولد میشود

آیا این منم
دختری آشفته در آستانه جوانی.....

نه گناهکاریم نه بی تقصیریم ، من و تو بازیچه ی تقدیریم

هر دو در بی راهه ی بی رحم عشق ، با دل و احساس خود درگیریم




واین منم فری.....
من فرانکم متولد20 بهمن 69
یه دختر کرد قدبلند
نفس میکشم
اما اگه نکشم بهتره

Home
Email
Night Skin