تبليغاتX
واین منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد

  شکایت...!!!

  چرا از کودکی در گوش ما خواندند

  کبوتر با کبوتر

  باز با باز ؟!!

  چرا دائم به ما هشدار دادن

  کند همجنس با همجنس پرواز

  اگر یک جنس باید بود

  من از خاکم تو از باران

   اگر یک جور باید بود

  من از دردم تو از درمان

  من و تو وصله ی ناجور

  هزاران سال از هم دور

  من اما قدرت پرواز را

  در سرزمین خاموشی

  طنین زندگی را در میان واژه هایی

  از فراموشی

  به یک دم با تو فهمیدم

  برای قصه ی شوریدگی  آغاز کردن را

  غرور لذت پرواز کردن را

  به یک دم با تو فهمیدم!!

این شعر رو حتما کامل بخونید خیلی قشنگه!!!

امروز گوشي ام پيغام داد وقتي صفحه شو نگاه كردم دوباره بهم ريختم داشت ميگفت امروز تولد بزرگترين حماقت زندگيته بلند شو كلاه سرت بذار شمع دستت بگير و بخون تولد تولد تولدت مبارك...!!

اما خدا بهم رحم كرد و بعد اين شايد ۳ ماه تونستم يكي رو جايگزينش كنم و همه ي عشقمو ميخوام به پاش بريزم اميدوارم تجربه تلخ گذشته واسم تكرار نشه خيانت ندا به من خيانت اون... هرچند اون دو نفر بهم نرسيدن و اصلا باهم نتونست رابطه اي برقرار كنن....!! اما ندا عشقمو ازم گرفت من بخشيدمش اول فكر نمي كردم از ته دل باشه اما الان ۳ روزه كه بخشيدم الان ۳ روزه دنيا بازم برام عوض شده اما امكان داره.... نه خدا نكنه كاش فقط شما واسم دعا كنيد

 ميگن چند تا دعا زودتر از يه دونه دعا برآورده ميشه !!! و من كاملا به اين جمله اعتقاد دارم هركي برام دعا كرد تو كامنت ها بنويسه ميخوام دعا ها رو بشمارم و به خدا نشون بدم

+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط فرانک |

اگر روزی کسی از من بپرسد
                   که قصدت دیگر از این زندگی چیست
        به او گویم که چون می ترسم از مرگ
                                      مرا راهی جز این زندگی نیست ....


امروز اصلا حوصله هیچی رو نداشتم خیلی دلم گرفته

 جمعه تولد لیلا بود لیلا جون تولدت مبارک شرمنده شمع و گل و پروانه ندارم برات چراغونی بکنم
راستی امروز اصلا حالم خوب نبود کلاس فیزیکم نرفتم اهههههههههههههههههههه موندم این اقای هم و اقای کولن کار مهمتری جر اندازه گیری بار  ذره ها و الکترونا نداشتن بابا به من چه فلان ذره چقدر بار داره به اون یکی ذره چقدر نیرو وارد میکنه من زرنگ باشم میرم خودمو وزن میکنم واسه این دو سه کیلو اضافه وزن غصه میخورم!!!!!؟
راستی برو بکس تو پست قبلی خیلی حال دادن خیلی ایول دم همتون گرم 70 نفر بودن اشتباه نکنم
درسام اینقدر افتاده رو هم که نگو.....!؟
امروز دم در دفتر بودم دوتا از سال اولا که میشناختمشون دم دفتر کز که ده بدن فاطی قاطی اومد گفت فرانک خانوم ثقفی ازم تقلب گرفته تو رو خدا یه کاری بکن
منم گفتم فاطی ثقفی خیلی منو میخواد الان درستش میکنم
اما چشتون روز بعد نبینه خانوم ثقفی جلوی من میگفت نه نمیشه نظم کلاس و بهم زدن اما 30 ثانیه بعدرفتن من بخشیده بود اینم از ضایع شدن ما؟؟!!!؟
فعلا خداحافظ تا اپ بعدی


 

+ نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط فرانک |

سلام

همه خوبن هوا خوبه زندگی قشنگه

ما هم میسازیم.....

امروز عطی جون از قم برگشت پنج شنبه همه بچه ها یکی

یه دونه نامه نوشته بودن دادن دست عطی ببره جمکران..!

منم به عطی سفارش کردم برامون دعا کنه

برا همه... 

راستی:

امتحان ریاضی مم که بلههههههههههه خیت خیت

سر امتحان داشتم شعر میگفتم باطله ام پر شده بوداصلا

اعصاب این یه رقمو ندارم ریاضیحالم از هرچی عدد و +و-

+.و خلاصه این چرتو پرتا بهم میخوره یه معادله که میبینم

 مخم کم میاره میگنده این مخ بدبخت... اما نگو

سر کلاس زیست وشیمی حسابی حال میکنم دبیر فیزیکمونم که شوت

شوت بقیه کلاسام که بد نیست..

اما این مدت اصلا نیستم رو زمین!! تو هوا میچرخم کلا

همه چیزو قاتی کردم منتظرم دوازدهم بیا مشکل ما هم حل

 بشه خسته شدم از این بلا تکلیفی

با ایمان که حرف میزنم همش میخندم چیزیم نمیگم غصه بخوره

اما خوب به قول مامان ور خوشمو فقط ایمان میبینه دیگه

واسه بقیه اعصاب ندارم 

تو رو خدا بچه ها تا دوشنبه چیزی نمونده برام دعا کنید

میگن چندتا دعا زودتر از یه دعا براورده میشه

امروز وبلاگ مامان رو نگا میکردم خدا چه دختر خوشگلی داره

چه موجود دوست داشتنی خوش بحالش 

فداتون بوس بوس بابای

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط فرانک

فاصله را
در باغچه میکارم
نفسی میکشم
و این اندیشه درمن
متولد میشود

آیا این منم
دختری آشفته در آستانه جوانی.....

نه گناهکاریم نه بی تقصیریم ، من و تو بازیچه ی تقدیریم

هر دو در بی راهه ی بی رحم عشق ، با دل و احساس خود درگیریم




واین منم فری.....
من فرانکم متولد20 بهمن 69
یه دختر کرد قدبلند
نفس میکشم
اما اگه نکشم بهتره

Home
Email
Night Skin